شاید به جرات بتوان گفت که اصلی ترین و مهمترین مرحله ی کار در هر شغلی تبلیغات و بازاریابی است . معرفی کالا و خدمات اگر به نحو احسن صورت نگیرد می تواند عواقب جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد آنچنان که ضد تبلیغ خوانده شود . حال سوال و نگرانی که در ذهن صاحبان صنعت شکل می گیرد این است که چگونه می توان از جدال های بازاریابی و تبلیغاتی موفق خارج شد ؟ جواب این سوال در ذهن های مختلف متفاوت است . گروهی که اغلب ، اکثریت بازاری و قدیمی کسب و کار را تشکیل می دهند به خود کفایی شخصی و خود محوری بدون مشاوره اعتقاد شدیدی دارند چنان که معتقدند بهترین تصمیم ، تصمیمی است که خود اتخاذ میکنند . گروه بعدی دسته ای هستند که هم می خواهند خود محور باشند و هم از عواقب ناکامی پیش روی این ذهنیت مطلع هستند ، چاره ی حل این مسئله را سپردن اجرای تبلیغات به بخش تبلیغاتی تا حدی که خودشان صلاح می دانند ، یافته اند . دسته ی دیگر که بیشتر به کسب و کار روز و تقسیم کاری با متخصص امر آشنا هستند این مسئله را با انتخاب بخش حرفه ای تبلیغاتی و سپردن کل کار به آن ها حل کرده اند و ....
اما در اصل ، جواب این مسئله این است " تعامل 2 بخش حرفه ای بازاریابی و تبلیغات در کنار هم با ارائه ی مشاوره و برنامه ای جامع و سپس برنامه ریزی و اجرایی دقیق " که تمامی مسائل ناشی از شکست های تبلیغاتی را فصل خواهد کرد . در این ترکیب کاری ابتدا بخش بازاریابی " که معمولا در خود مجموعه ی اصلی فعالیت دارد " بررسی های لازم را جهت شناخت دقیق خواسته های بازار هدف انجام می دهد و سپس طی یک جلسه و ارائه ی گزارش مفصل ، چند و چون آن را به اطلاع بخش تبلیغاتی می رساند تا این بخش طی بررسی دقیق ، موارد مشاوره ای را تدوین کرده و طی جلسه ای با بخش بازاریابی مورد بررسی قرار دهند تا در نهایت با شور و مشورت این 2 بخش به همراه مدیریت ( در صورت لزوم ) ، موارد تبلیغاتی مشخص شده تا با برنامه ریزی دقیق در زمانی مشخص برای اجرا آماده گردد و در نهایت یک فرایند کامل و سالم با کمترین اشتباه جهت تبلیغات موفق صورت گیرد .
به طور حتم در این چرخه ی کاری همه بخش های مربوط موفق و راضی خواهند بود . بخش بازاریابی ، تبلیغات و حتی مدیریت زمانی را برای خروجی تبلیغات خود می گذارند که باید بگذارند ، نه بیشتر و نه کمتر ، تمامی کارها سر زمان خود و بدون اتلاف وقت صورت می گیرد " صورت گرفتن این مهم به دلیل تقسیم کار و مدیریت صحیح است " ، کمترین اضطراب و درگیری به وجود خواهد آمد و هر بخش متعهد به وظیفه ی اصلی خود است ، پیچیدگی و خستگی به وجود نمی آید و همواره همه ی بخش ها فعال و در حال خلق ایده ای جدید به کار خود ادامه می دهند و در نهایت مدیریت با تقسیم کار صحیح ، وقت زیادی را برای تعیین اهداف آینده ی مجموعه ی خود خریداری می کند تا در نهایت یک خروجی خوب و قوی باعث سبب شدن این اهداف گردد .
اما چیزی که نباید در این فرایند فراموش کرد این است که تمامی بخش های این چرخه باید از قدرت ، سرعت و تفکر صحیح لازم برخوردار باشند تا در مراحل کاری مسئله و تاخیری پیش نیاید ، چرا که در این چرخه تمامی وظایف به طور مستقل تعریف شده اند و هر بخش وظیفه ی جدی و مخصوص خود را دارد و همین امر باعث شده تا حساسیت به جایی برسد که در صورت بروز سهل انگاری در یک بخش ، مشکلات خطیری بوجود آید که شاید حل کردن آن در مراحل نهایی چرخه محال باشد . اما اگر همه ی بخش ها در این چرخه به طور نسبی از قدرت مطلوبی برخوردار باشند ، به طور قطع ، به زودی برندی جدید با قدرت و تاثیر گذاری بالا شکل خواهد گرفت و این چیزی است که تنها در داشتن مشاوره و برنامه ریزی تبلیغاتی نسیب هر کارفرما خواهد شد .